سامو علیک خدا جون 
خیلی وقت بود واست چیزی ننوشته بودم . . .
خیلی دلم تنگ شده بود واست . . .
چن بار زنگیدم در دسترس نبودی !
میگن اون بالا مالاها خوب آنتن نمیده . . .
خدا جون . . .
کجا داری می بری مارو ؟
آخرش چی ؟
هان ؟
دیگه حس و حال هیچ کاریو ندارم . . .
حتی نوشتن . . . .
خدا جون !
وبلاگ خیلی سوت و کور شده .
خیلی . . . .
از همه دلم گرفته مخصوصا شما . احساس می کنم کسی منو دوست نداره . بره هیچ کس ارزش ندارم . الان من حدود یه ماه یه پست هم نکردم . ولی یه نفرم نیومده بگه آقا چرا مطلب نمیزاری . شاید مرده باشه . شاید افتاده باشه بیمارستان ولی انگار نه انگار . بیخود نیست که این احساسو دارم .
یه زمان بود هر هفته نظر سنجی برگزار می کردیم . . .
یه زمان بود هر روز مطلب می نوشتیم . . .
یه زمان بود هر هفته یه کاریکاریتور می کشیدیم
یه زمان بود . . .
ولی حالا . . .
می خوای نظر بده می خوای نده
نوشته شده توسط اورنگ در 12:19
| موضوع :
|
+
|